تبليغاتX
موسیقی سنتی
 یه وبلاگ جدید
یه وبلاگ جدید یه نگاهی بهش بندازین:mozart.blogfa.com

یه تکنوازی سه تار هم گداشته که اگه می خواهید بشنوید  یا دانلود کنید روی لینک زیر کلیک کنید:

دانلود تکنوازی سه تار

وبلاگ زمزمه های یک موسیقی دان

نوشته شده توسط محمد در شنبه چهارم خرداد 1387 | موضوع:
 حرف دل
به نام یزدان نیک

من خسته شدم.

من خسته ام از آدمای دور و برم/من خسته ام از آدمایی که حرفام نمیفهم ان/من خسته ام از آدمایی که همه مثل همن و مثل ربات می مونن/ من هسته ام از این زندگی روز مره/ من خسته ام از مدرسه ٬خانواده ٬دوستام ٬من خسته ام از همه

من خسته ام از آدمایی که چند تا خط نا مفهوم روی بوم میکشن و برچسب مدرن آرت روش میزنن و به شدت از کارشون دفاع میکنن/

من خسته ام از بچه مزلف هایی که تو اتاق خوابشون میشینن و  بی اطلاع از همه چیز و همه جا تکس می نویسن و میخونن و اسمشو میذارن رپ

من خسته شدم از آدمایی که غیر از تعریف از خودشون هیچ کار دیگه بلد نیستن/من خسته شدم از اونایی که بی سواد و بی مهارت کار می کنن و خودشون رو صاحب سبک میدونن

من از آدمایی که هیچ فکر عاقلانه ای تو سرشون نیست و سعی میکنن تئوری بدن خسته شدم/

من از آدمایی که به هیچ چیز به جز  تمایلات جنسی شون فکر نمی کنن خسته شدم/من از دروغگو  بدم میاد/من از آدمای بی صفت خسته شدم/

 و اگر یه روزی بخوام از تمام چیزای بدی که تو زندگیم هست بنویسم مطمئنا تمام جوهر ها وتمام ورق دنیا لازمم میشه

چقدر چیزای بد دور و برم زیادن و چقدر دلخوشی تو ایران کمه و چقدر دلـــــــــم پـــــــــــره

اما  چیزی که منو خیلی اذیت میکنه اینه که آدمای بی استعداد و بی ذوق هــــــــــنری چقدر راحت به خودشون اجازه می دن که یه اسم  استاد جلو اسمشون بذارن و شروع کنن به اظهار نظر  و انتقاد

من متاسفم از وضع حاضر و اگه این مساله ها خاطر منو آزرده نکرده بود واقعا خسته نشده انقدر نمی نوشتم من خسته ام

شما از چی خسته اید؟

می دونم که ربط زیادی به مطلب ذکر شده نداره اما می خوام  یه شعری از اسطوره ی شعر نو

احمـــــــد شاملـــــــــــو بنویسم:

a.shamlu

سحر به بانگ زحمت و جنون

ز خواب ناز چشم باز میکنم

کنار تخت چاشت حاضر است

-بیات وهن و مغز خر-

به عادت همیشه دست سوی آن دراز میکنم

تمام روز را پکر

به کار هضم چاشتی چنین غروب میکنم

شب از شگفت این که فکر

                                           باز روشن است

به کور چشمی حسود لمس چوب میکنم.


--------------------------------------------------------------------------------

 


 

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 | موضوع:
 حرف دل
به نام یزدان نیک

 

من خسته شدم.

من خسته ام از آدمای دور و برم/من خسته ام از آدمایی که حرفام نمیفهم ان/من خسته ام از آدمایی که همه مثل همن و مثل ربات می مونن/ من هسته ام از این زندگی روز مره/ من خسته ام از مدرسه ٬خانواده ٬دوستام ٬من خسته ام از همه

من خسته ام از آدمایی که چند تا خط نا مفهوم روی بوم میکشن و برچسب مدرن آرت روش میزنن و به شدت از کارشون دفاع میکنن/

من خسته ام از بچه مزلف هایی که تو اتاق خوابشون میشینن و  بی اطلاع از همه چیز و همه جا تکس می نویسن و میخونن و اسمشو میذارن رپ

من خسته شدم از آدمایی که غیر از تعریف از خودشون هیچ کار دیگه بلد نیستن/من خسته شدم از اونایی که بی سواد و بی مهارت کار می کنن و خودشون رو صاحب سبک میدونن

من از آدمایی که هیچ فکر عاقلانه ای تو سرشون نیست و سعی میکنن تئوری بدن خسته شدم/

من از آدمایی که به هیچ چیز به جز  تمایلات جنسی شون فکر نمی کنن خسته شدم/من از دروغگو  بدم میاد/من از آدمای بی صفت خسته شدم/

 و اگر یه روزی بخوام از تمام چیزای بدی که تو زندگیم هست بنویسم مطمئنا تمام جوهر ها وتمام ورق دنیا لازمم میشه

چقدر چیزای بد دور و برم زیادن و چقدر دلخوشی تو ایران کمه و چقدر دلـــــــــم پـــــــــــره

اما  چیزی که منو خیلی اذیت میکنه اینه که آدمای بی استعداد و بی ذوق هــــــــــنری چقدر راحت به خودشون اجازه می دن که یه اسم  استاد جلو اسمشون بذارن و شروع کنن به اظهار نظر  و انتقاد

من متاسفم از وضع حاضر و اگه این مساله ها خاطر منو آزرده نکرده بود واقعا خسته نشده انقدر نمی نوشتم من خسته ام

شما از چی خسته اید؟

می دونم که ربط زیادی به مطلب ذکر شده نداره اما می خوام  یه شعری از اسطوره ی شعر نو

احمـــــــد شاملـــــــــــو بنویسم:

سحر به بانگ زحمت و جنون

ز خواب ناز چشم باز میکنم

کنار تخت چاشت حاضر است

-بیات وهن و مغز خر-

به عادت همیشه دست سوی آن دراز میکنم

تمام روز را پکر

به کار هضم چاشتی چنین غروب میکنم

شب از شگفت این که فکر

                                           باز روشن است

به کور چشمی حسود لمس چوب میکنم. 


 اسطوره ی من احمد شاملو:

a.shamlo

نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 | موضوع:
 سلام
سلام بعد کـــلی دوری ....

دروغ چرا٬ آقا تلفن خونمون قطع شده بود .


درود بر محمد عزیز
از آشنایی با وبت خوشحالم
کاش وقتی قطعات کامکارها و قطعه سرگشته ی فرهاد فتحی رو میذاشتی یه یادی هم از ما میکردی
البته الانم دیر نشده

این چیه ؟یه کامنت از یه عزیزی که من شرمندشم چون کلی از وبلاگش کار بر داشتم برا دانلود اما اسمی ازش نبردم......................من شرمنده             وبلاگ ماهی برای سال نو

                                                                            http://www.mahiesaleno.blogfa.com/


من اما کلی حرف دارم من می خوام تو این وبلاگ از این به بعد بیشتر به سنتور  بپردازم .

از علاقمندان به سنتور و نوازنده های حرفه و مبتدی هم خواهش میکنم  ما رو کمک کنند ممنون.


مطمئنا از این به بعد حداقل هفته ای یه بار آپ میکنم اما فعلا..........................خداحافظ  

 

نوشته شده توسط محمد در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 | موضوع:
 
ندای آغاز

کفشهایم کو ؟

چه کسی بود صدا زد: سهراب

آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ

مادرم در حواب است

و منوچهر و پروانه و شاید همه ی مردم شهر

شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها میگذرد

و نسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا می روبد

بوی هجرت می آید:

بالش من پر آواز پر چلچله هاست

صبح خواهد شد

و به این کاسه ی آب آسمان هجرت خواهد کرد

باید امشب بروم

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم

هیچ چشمی٬ عاشقانه به زمین خیره نبود

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد

هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت

من به اندازه ی یک ابر دلم میگیرد

وقتی از پنجره می بینم

حوری دختر بالغ همسایه پای کمیاب ترین نارون روی زمین فقه میخواند

چیزهایی هم هست لحضه هایی پر اوج

مثلا شاعره ای را دیدم

آنقدر محو تماشای فضا بود که در چشمانش آسمان تخم گذاشت

وشبی از شب ها مردی از من پرسید

تا طلوع انگور چند ساعت راه است

باید امشب بروم

باید امشب چمدانی که به اندازه تنهایی من جا دارد بردارم

و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست

رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا میخواند

یک نفر باز صدا زد سهراب

کفشهایم کو؟

                                                                ....سهراب سپهری عزیزم.....



نوشته شده توسط محمد در دوشنبه دهم دی 1386 | موضوع:
 دل نوشته
سهراب سپهری

جنبش واژه ی نوشت                                              

 

پشت کـــــــاجستان ٬برف

برف٬یک دسته کلاغ

جاده یعنی غربت                                                                          

باد٬آواز ٬مسافر٬ و کمی میل به خواب

شاخ پیچک و رسیدن و حیاط

من٬ و دلتنگ ٬واین شیشه خیس

مینویسم ٬و فضا

مینویسم٬و دو دیوار ٬و چندین گنجشک

یک نفر دلتنگ است

یک نفر می بافد

یک نفر میشمرد

یک نفرمیخواند

زندگی یعنی٬یک سار پرید

از چه دلتنگ شدی؟ دلخوشی ها کم نیست:

مثلأ این خورشید

کودک پس فردا

کفــــــــــتر آن هفته

یک نفر دیشب مرد

و هنوز٬نان گندم خوب است

وهنوز٬آب می ریزد پائین اسب ها می نوشند

قطره ها در جریان

برف بر دوش سکوت

و زمـــــــان روی ستون فقرات گل یاس.

                                                               ...... سهراب سپهری ......

 سهراب سپهری٬ مردی که عاشقانه دوستش دارم .

این پست اصلا ربطی به موسیقی سنتی و کلا موسیقی نداشت

امیدوارم  نظراتتون رو درباره سهراب و وبلاگم بنویسید:........

 

نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه پنجم دی 1386 | موضوع:
 زندگی نامه و بیوگرافی زنده یاد کلنل علینقی وزیری
کلنل علینقی وزیری : نوازنده تار

 

 

كلنل وزيري فرزند موسي ،افسر قزاق ، در نهم مهر ماه سال 1265 خورشيدي درتهران چشم به جهان گشود در پانزده سالگي نزد دايي خود حسينعلي خان ، به فرا گرفتن تار پرداخت و به توصيه او ، نواختن ويولون را هم آغاز كرد .و مدتي هم نزد درويش خان به تعليم گرفتن تار مشغول شد و از شاگردان ممتاز آقا حسينقلي و درويش خان گشت .

 وزيري پس از چندي نزد ياور آقا خان يا ياور آقا خان كه سرپرست موزيك نظام بود مقامات موسيقي و " نت " خواني را ياد گرفت و همين آشنايي با " نت " بود كه او رابراي شناخت موسيقي اروپايي روانه ديار فرنگ كرد و مدت سه سال در پاريس و دو سال در آلمان ، " علم هماهنگي " يا " هارموني " و اصول ديگر موسيقي غرب و خط " نت " را آموخت و با اين نوشته ها و اندوخته هاي گرانبها به وطنش ايران بازگشت و براي روشن كردن چراغ خاموش و از كار افتاده موسيقي ايران ، با عزم و اراده راسخ و همتي مردانه قد علم كرد و نه تنها به موسيقي مرده و از ميان رفته ايران جان داد ، بلكه تا آنجا كه از قدرت يك فرد عادي خارج است آن را پرورش داد و بزرگ كرد و بهمين جهت تمام موسيقيدانان ايران متفق القولند كه استاد علينقي خان وزيري را بايد پدر موسيقي جديد ايراني دانست كه گذشته از حقوق پدري ، " حق حيات " هم به گردن فرزند خود دارد زيرا نه تنها آن را تقريبا از " عدم " به وجود آورده بلكه به روح مرده و از كار افتاده آن نيز نيرو و نشاط تازه يي بخشيده است . استاد وزيري اولين پايه گذار موسيقي جديد ايران بعد از انقلاب مشروطيت بود كه رديفهاي : آقا ميرزا عبدالله و آقا حسينقلي را نوشت و براي اولين بار تعليم صحيح ويولون را به عهده گرفت و به شاگردان آموخت كه نواختن ويولون از كمانچه جدا مي باشد .
علينقي شاگرداني را تربيت كرد كه هر يك از آنهادر موسيقي ايران از اساتيد فن گشتند كه از ميان آنها مي توان : ابوالحسن صبا ، روح الله خالقي ، موسي معروفي ، جواد معروفي ، حسين ملاح و فروتن راد نام برد .

استاد وزيري در ساختن و پرداختن مارش هاي ملي و ميهني زحمات فراواني كشيد و قطعاتي مانند : " خاك ايران " ، " اي وطن " ، " مارش ظفر " را ساخت و بعد از عارف نخستين كسي بود كه موسيقي ايران را از انزوا بيرون آورد و در دسترس عامه بطور علمي قرار داد .

زنده ياد كلنل وزيري ، براي شناساندن موسيقي اصيل و سنتي ، كشور چه در داخل ايران و چه در خارج آن فعال و كوشا بود به طوري كه علاوه بر كنسرت هاي متعددي كه در سراسر كشور بر پا مي كرد از هر فرصتي جهت شناسايي موسيقي ملي ايران استفاده مي برد و زماني كه شادروان بديع زاده ، جهت پر كردن صفحه و كارهاي مربوط به موسيقي عازم هندوستان گرديده بود ، طي نامه يي كه در ذيل آمده از وي خواسته كه ببيند به چه وسائلي مي توان در آن كشور موسيقي اصيل ايران را شناساند و كنسرت هايي بر پا كرد ؛ مقدمات آن را وي فراهم آورد .

آثار وزيري :

1- آثار بي آواز : به سوي تخت ، مارش ظفر ، مارش ايران ، مارش اصفهان ، بند باز ، دخترك ژوليده ، حاضر باش ، ژيمناستيك موزيكال ، دزدي بوسه ، رقص دختر من و تنها اثر سنفنيك موسوم به سنفوني شوم و آخرين اثر ايشان به نام " سنفوني نفت " . 2- موسيقي با آواز : اين بخش تشكيل مي شود از سرودها و ترانه ها مانند : سرودهاي پاينده ايران ، سرود مهر ايران و آهنگهايي كه روي شعر شاعران متقدم نهاده است ، مانند : خريدار تو ، شكايت ني ، نيمشب ، و غيره . 3- اپرت ها ، مانند : اپرت دايي كچل ، اپرت گلرخ ، اپرت شوهر بدگمان و غيره . 4- نمايشنامه ها ، مانند : خانم خوابند و نمايشنامه تشك پر غو .

نوشته شده توسط محمد در سه شنبه چهارم دی 1386 | موضوع:
 بیوگرافی استاد کیهان کلهر

استاد کیهان کلهر

زندگینامه و بیوگرافی استاد کیهان کلهر را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دوم دی 1386 | موضوع:
 سه تار (ساز عارفان)

 

سه تار

 

در رابطه با ساز سه تار و تاریخچه آن در  ادامه مطلب بخوانید:

سه تار ساز عارفان

سه تار ساز عاشقان 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد در جمعه شانزدهم آذر 1386 | موضوع: